الشيخ المنتظري
131
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
خداوند ظاهر است ، يعنى او بر نظام وجود احاطه و غلبه و سلطه دارد . معناى ديگر ظهور نسبت به ذات لايزال خدا اين است كه اگر كسى با چشم بصيرت نگاه كند ، متوجّه مىشود كه اين نظام وجود عين احتياج و فقر است ، و وقتى عين احتياج و فقر شد پس وابسته به قدرت مطلقه است . و با نگاه ديگر ، به طور كلّى نظام وجود معناى حرفى و وابستگى صرف است و قابل ملاحظه استقلالى نيست ; به اين معنا كه معناى حرفى وقتى قابل توجّه و قابل ملاحظه است كه به تبع معناى اسمى ملاحظه شود . پس آن چيزى كه اوّل از نظام وجود به ذهن شما مىآمد هستىِ مستقل بود ، در صورتى كه هستىِ مستقل ذات بارى تعالى است و هستى هاى ديگر همه به او وابسته اند . حضرت اباعبدالله الحسين ( عليه السلام ) به خداوند عرض مىكنند : « كيف يستدلّ عليك بما هو فى وجوده مفتقر اليك ، أيكون لغيرك من الظّهور ما ليس لك حتّى يكون هو المظهِر لك » ( 1 ) چگونه مىتوان بر وجود تو به چيزى استدلال نمود كه در وجودش به تو احتياج دارد ؟ آيا براى موجودى غير از تو ظهورى كه در تو نباشد وجود دارد تا او مُظهِرِ تو باشد ؟ معناى كلام حضرت اين است كه : به طور كلّى ظاهر همان چيزى است كه ذاتش مستقل است ، و آن ذات لايزال خداست . پس يك معناى ظهور يعنى غلبه و احاطه ; و معناى ديگرش وضوح و روشنى است به گونه اى كه هيچ چيز ديگر در برابر او وضوح و روشنى ندارد . در قرآن شريف آمده است : ( أفى الله شكّ فاطر السّماوات و الارض ) ( 2 ) آيا در خدايى كه خالق آسمانها و زمين است شك و ترديد مىكنيد ؟ يعنى از بس ظاهر است جاى هيچ شك و ترديد نيست .
--> 1 - دعاى حضرت در روز عرفه 2 - سوره ابراهيم ، آيه 10